Ata's Daily Writings

روز نوشتهاى عطا

 

 

 

چهارشنبه، 24 اردىبهشت، 1382

منتشر شده در ساعت 21:33

عطا در سفر ...

این دو روز آخر هفته، اومدم رشت و اینجا فرصت بیشتری دارم تا یکم مطالعه کنم و یه چیزایی هم اینجا بنویسم. البته خوبی کارهای اینترنتی اینه که مستقل از مکانه و برای همینه که کلی گروه در اینترنت داریم که بدون اینکه همدیگه رو ببینن پروژه های بزرگی رو انجام می دن (البته از یه دید دیگه یه بدی هم داره، چون نمیتونی از زیر کار فرار کنی ).

کم کم کارهای اینترنتی بچه های این مرز و بوم داره حرفه ای تر میشه. من که با دیدن اینهمه تلاش (فعلاً برای هیچ) به هیجان میام. دامون و نیما رفتن کیش و از اونجا دارن جشنواره فیلم های کوتاه رو پوشش اینترنتی می دن. از همین جا بهشون خسته نباشید میگم.

گاهی اوقات آدم چیزهایی جالبی رو توی اینترنت می بینه که حیفش میاد مطرح نکنه. یه نفر همراه با یک گروه خوب موسیقی اومدن و یه ترانه در مورد چت و !YM ساختن که گذاشتمش اینجا (حدود 950kb) کهDownload کنید (البته در مورد کوپی رایتش چیزی پیدا نکردم). واقعاً اگه به ایرانی ها میدون بدی، چه کارهایی که نمیکن، اما ...



سه شنبه، 23 اردىبهشت، 1382

منتشر شده در ساعت 9:40

تيترهاي زرد در مقوله اينترنت !

متاسفانه به دليل مشغله های زياد که تمومی نداره، فرصت نمي کنم که زود به زود اينجا رو به روز کنم. اميدوارم بتونم بيشتر بنويسم.
ديروز در ويژه نامه تهران روزنامه همشهري، مقاله اي با عنوان انگور ني از بهر نبيذ است به چرخشت چاپ شد. در اين مقاله به بررسي ازدواج اينترنتي پرداخته شده بود که اين موضوع دستاويزي براي ضربه زدن به فضاي اينترنت و سطح پايين جلوه دادن اين پديده، توسط برخي روزنامه نگاران (بايد بگم از نوع زرد) در هفته هاي گذشته قرار گرفته بود. آقاي فرجامي در اين مقاله سعي در مطرح نمودن هدف اينگونه مقالات و جلوگيري از گسترش تيترهاي زرد در مقوله اي همچون اينترنت داشتند. در اين مورد نويسنده مقاله با من هم صحبتي داشت که مي تونين توي اين مقاله بخونين. متاسفانه مثل اينکه اين قصه سر دراز داره و بعضي ها ميخوان با هر روشي که ميتونن، جلوي گسترش اينترنت در ايران رو بگيرند.



چهارشنبه، 17 اردىبهشت، 1382

منتشر شده در ساعت 15:42

من خودم هستم ...

مقاله زير، در جواب مقاله آقای محمد مهدی مولايي نوشته شده است.

مقاله شما را در دو هفته نامه اينترنتي هفت سنگ خواندم. وقتي که خط آخر مقاله شما را خواندم، چند کلمه بيشتر در ذهنم باقي نمانده بود. کلماتي چون، انحصار، نامه تهديد آميز، حرفها و آرمانها و آزار.
البته نمي دانم زماني که را که براي نوشتن اين نامه انتخاب کرده ام، درست يا خير. چون قبل از اينکه مقاله شما را بخوانم، کلي مقاله و خبر در مورد فيلترينگ اينترنت و وضع مطبوعات و آزادي بيان در ايران خواندم که کلي مرا ذوق زده کرد! ذوق زده از اين بابت که نفس کشيدن هنوز آزاد و قانوني است. امروز صبح اولين کاري که کردم اين بود که از چند ISP مختلف چک کردم که آيا پرشين بلاگ نيز در ليست سياه بوده است يا خير. نمي دانم اگر با صفحه پيغام سيستم فيلترينگ مواجه مي شدم، چه فکر و يا رفتاري مي کردم. ولي مطمئن بودم که هيچ کاري نمي توانستم براي رفع اين موضوع انجام دهم.
هيچ وقت روزهاي اول راه اندازي سرويس پرشين بلاگ را فراموش نمي کنم. دوستان همکار، در ماه هاي اول راه اندازي چند بار تا بستن کامل سرويس پيش رفتند. چندين نامه تهديد آميز (البته نه از نوع نامه آقاي خوابگرد) و نامه هايي که حاوي ليستي از کاربران قرمز بود، به دستمان مي رسيد. طرز بيان مخصوص نويسنده، تشخيص قصد و افکار او را آسان مي نمود. ما در صحبتهايمان کلي چرا داشتيم که براي آنها جواب قانع کننده اي نبود. چرا اين کار را کرده ايم؟ چرا اينهمه فشار روحي و مادي را تحمل مي کنيم؟ چرا از تمام جناحها (داخلي و خارجي) به ما حمله مي شود؟ اگر آن طرفي هستيم، پس کيف پول کجاست و اگر اين طرفي، پس من کيم؟! ولي هدف اعتلاي نام و زبان ايراني در اينترنت، ما را به ادامه کار تشويق مي کرد. مي خواستيم به همه بگوييم که اينترنت به زبان فارسي تنها محدود نمي شود به چند سايت سرويس چت و عکس هاي عامه پسند براي مشغول کردن قشر خاصي از جامعه. مي خواستيم بگوييم که نتيجه توان فني جوانان اين مرز و بوم، سايتهاي پر از تصوير بجاي متن Unicode نيست که هر بچه اي بتواند با خريد يک CD هک تمام اطلاعات آنها را پاک کند و بر صفحه نخست آنها حک کند، مش قاسم، مش عباس و ...
نمي دانم چقدر به اهدافمان نزديک شديم. ولي مي دانم که ما خط شکن بوده ايم و حق داريم بدين سان بخود بباليم (بدون آنکه مغرور شويم که غرور مقدمه شکست است). ما با ارائه سرويس مطمئن پرشين بلاگ توانستيم اعتماد کاربران ايراني (با پشتوانه بيگانه پرستي) را نسبت به کار و سرويس ايراني تا اندازه اي عوض نماييم و بدين صورت زمينه فعاليت گروه هاي ديگري را که مي خواهند در اين راه قدم بگذارند را هموار نماييم. ما نه تنها انحصار طلب نبوده ايم بلکه، هميشه در حد توان به سايتهاي نوپايي که از ما تقاضاي کمک کرده اند، در حد توان کمک کرده ايم. نمونه هاي فراواني را مي توانم ذکر کنم، ولي به واسطه اخلاق حرفه اي اين کار را انجام نمي دهم.
اما داستان پر تيراژ روز. سرويس جديدي از راه مي رسد و با نگاه به تجربيات چندين ماهه سرويس قبلي، سرويس جديدي را با رابط کاربري زيبا طراحي مي کند. به منظور رقابت با رويس قبلي در اقدامي غير اخلاقي و غير حرفه اي، شروع به عرضه يادداشتهاي موج سواراني مي کند که با نگاهي سطحي، در يادداشتهاي خود از بيان هرگونه توهين و افترا، کوتاهي ننموده اند. هيچ سايت و يا نويسنده اي به اين اقدام اعتراض نمي کند. در همين هنگام نامه اي تحسين برانگيز و تهديد آميز، توسط يکي از کاربران فعال پرشين بلاگ منتشر مي گردد و چند سايت خبري به واسطه رسالت اطلاع رساني خود در سطحي گسترده به پخش اين نامه اقدام مي نمايند. چند روز بعد، سرويس جديد مورد حمله خرابکارانه قرار مي گيرد و فعاليتش متوقف مي شود. و البته باز هم همان سايتها، به دليل همان رسالت اطلاع رساني، با پوشش اين خبر، سعي در محکوم نمودن و نسبت دادن اين خرابکاري به گروه پرشين بلاگ مي نمايند.
من نميدانم چگونه سرويس که نزديک به يک سال از عمر آن مي گذرد، با حضور يک تازه وارد ناشناس، اينقدر راحت توسط افرادي که داعيه گسترش اينترنت و رسالت اطلاع رساني صحيح و به موقع را دارند (و حتي قسمتي از موفقيت هاي خود را بايد مديون همين پرشين بلاگ و کاربران آن بدانند)، مورد حمله قرار داده و تمامي تلاشها و مساعي آنان را به فراموشي مي سپارند.
تيم پرشين بلاگ، همانطور که بارها گفته است، تنها به افزايش قابليتها و حفظ سيستم خود فکر مي کرده است و مي کند. تجربيات سه ماهه اول راه اندازي سرويس پرشين بلاگ به ما ثابت نمود که شرکت در اينگونه منازعات بجز منحرف نمودن و عقب انداختن ارائه سرويسهاي نو و يا گسترش سرويسهاي قبلي، فايده ديگري ندارد. به همين منظور، حتي المقدور سعي نموده ايم که جواب انتقادات وارد بر ما را با پيشرفت و تصحيح سرويسمان بدهيم نه در حرف.
من روزنامه نگار و يا نويسنده نيستم و از فن نوشتن ناآگاه. تخصص من و دوستانم در زمينه هاي ديگر است. ولي از شما دوستاني که در اين وادي تلاش مي کنيد، مي خواهم که عميقتر و دقيقتر به موشکافي رخدادها بپردازيد و همه حال ما را مورد انتقاد سازنده قرار دهيد. من از شما انتظار دارم کاملاً بيطرف و با نگاهي عميق نسبت موضوعي که در مورد آن صحبت مي کنيد، بنويسيد. تحقيق کنيد که واژه انحصار در دنياي اينترنت به چه معني است و چگونه يک سايت مي تواند انحصار ايجاد کند؟ (توجه شما را جلب مي کنم به MSN و AOL که با وجود سرمايه گذاريهاي فراوان مالي و تخصصي، نتوانسته اند انحصار ايجاد نمايند.) به قول يکي از دوستان، به کارگيري واژگان بسيار راحت است و تنها فشردن چند دکمه صفحه کليد است. ولي قبل از فشردن اين کليدها، بياييم فکر کنيم که چگونه واژگان ما مي تواند، تلاشهاي چندين ماهه يک گروه پيشرو را زير سوال ببرد.



چهارشنبه، 10 اردىبهشت، 1382

منتشر شده در ساعت 23:36

چی بگم ...

چند روز گذشته، روزهايي خوبي نبود. ماجراي هک شدن يکي از سرويسهاي جديد وبلاگ، کل کارکرد هفته گذشته من (و البته تيم پرشين بلاگ) رو تحت الشعاع قرار داده بود. هر کدام از دوستان هر روز کلي وقت صرف بحث و مجادله با افراد مختلف مي کردند. از روزنامه نگار گرفته تا سرويس دهنده اينترنت. توي همين يادداشت قبلي گفتم که خوشحالم که يه جايي براي ما باقي مونده که بتونيم توش يه نفسي بکشيم، هنوز يک هفته نشده، اونجا هم خالي از اکسيژن شد (دستگيري يکي از روزنامه نگاران نيز که عنوان مي شود براي وبلاگش است ;البته من بعيد مي دونم; مزيد علت شد). شبي که اين اتفاق افتاد، يک گپ دوستانه بين من و بهرنگ از پرشين بلاگ، دو تا از بچه های بلاگ اسکاي، آقايان اروج زارده و شريف در يک کنفرانس ياهو انجام شد. گپ خوبي بود و من فکر مي کنم که نتيجه بخش بود. ولي پس از آن شب افراد ديگري که هميشه منتظر هستند تا از آب گلالود ماهي بگيرند شروع کردند به نطق پس از دستور. مي نمي دونم که هدفشون چيه. ولي يه نکته رو مي دونم که بعضيا از اينکه سايت پرشين بلاگ، سرويسي مطمئن و موفقی بوده، خيلي ناراحت هستند و با هر وسيله اي ميخوان که بهش ضربه وارد کنن. شايد کسي باورش نشه، ولي در روز در حدود 12000 ساعت از کاربران اينترنت در ايران، وقت خود را صرف ديدن وبلاگها و يا به روز نمودن وبلاگ خود در سايت پرشين بلاگ مي نمايند. سرويس دهندگان اينترنت روزانه 3600000 تومان فقط از سر پرشين بلاگ فروش دارند. ما هيچ وقت از خودمون و کارمون، هيچ جا تعريف نکرديم و خودمون رو توي بوق نکرديم. ولي مثل اينکه لازمه يه کارهايي بکنيم.

دوستي در دنياي مجازي، تازه از سفر برگشته و ميگه خاک بر سر ما که عربهايي که روزي از آنها به عنوان ملخ خور ياد مي کرديم، فرهنگ اجتماعي بسيار بالاتري از ما ايرانيهاي صاحب تمدن دارند. اين دوست عزيز فراموش کرده که هميشه براي اينکه بخواي يکي به ضعفهايش توجه نکنه، بهترين روش اينه که بهش بگي تو بهترين هستي و همه بايد از تو الگو بردارن. اين همون کاريه که سالهاي زياديه که دارن با ما مي کنن که نتيجه شده اين.



شنبه، 6 اردىبهشت، 1382

منتشر شده در ساعت 1:48

دنياي حقيقي vs دنياي مجازي

شايد تيتر خوبي نباشه. چون منظورم مواجهه اين دو تا نيست. بلکه تفاوتشونه. مخصوصاً تو جايي مثل ايران. دنياي حقيقي امروز ايران رو ديگه همه ميشناسن. چون مستقيم باهاش در رابطه هستن و در اون زندگي مي کنن. دنيايي که تقريباً همه توي اون براي بقا دارن از جون مايه ميزارن. دنيايي که ديگه کمتر کسي به فکر تفريح، تعطيلات آخر هفته، اعتراض، راست گويي و يک رو بودنه. همه براي زنده موندن تلاش ميکنن، نه براي زندگي. اما جديداً دنياي جديدي هم وارد زندگي بعضيا شده و اون زندگي مجازي در اينترنته که براي خيلي ها متفاوت از زندگي حقيقيشونه. توي اين دنيا همه چيز ميتونه تغيير کنه. از جنسيت گرفته تا اخلاق. اگه مجبور نباشي با کسي در دنياي حقيقي رابطه داشته باشي، هيچ وقت کسي نميفهمه که پشت اين چهره زيبا و يا خشن، وجود واقعي چيه. نميدونم چطور ميشه دنياي مجازي موجود در ايران رو تعريف و يا شرح داد. ولي از يک چيز کاملاً مطمئن هستم و اون اينه که اين دنيا نيز مانند تمام چيزهاي تازه وارد توي اين کشور، بدون زير ساختهاي فرهنگي و البته فني وارد شده. به همين دليل هم تا چند وقت پيش قسمت اعظم کاربرد اينترنت در ايران به چت اختصاص داشت. ولي من توی این یکسال اخیر فهمیدم که مردم ما اتفاقاً خوب ميتونن از امکاناتي که در اختيارشون قرار مي گيره استفاده کنن و خيلي زود هم به آداب و قوانين اون آشنا ميشن و خيلي بيشتر از دنياي حقيقي سعي ميکنن به قوانينش احترام بزارن. و يه چيز جالب اينه که خيليها ميخوان ضعفهاي موجود در دنياي حقيقي رو توي اين دنيا جبران کنن و بصورت خودموني خيلي با کلاس عمل کنن. من جامعه شناس نيستم، ولي به نظر من (که البته ميتونه اشتباه باشه)، مردم ما اون چيزي نيستن که در دنياي حقيقي نشون ميدن. بلکه همون تلاش، فقط براي بقاست که باعث شده يه جور ديگه باشن و يا حداقل برآيند موجود به شکلي ديگه اي باشه. براي همين هم، من دنياي اينترنت رو خيلي زيباتر از دنياي حقيقي خودمون ديدم و دوست دارم بيشتر توي اين دنيا باشم تا در دنياي حقيقي خودمون. و البته تا اونجایی که بتونم سعی میکنم نذارم، آلودگیهاي دنياي حقيقي وارد این دنیا بشه.



جمعه، 5 اردىبهشت، 1382

منتشر شده در ساعت 2:33

شروع ...

خيلي وقت بود که اين قالب آمده بود، ولی متاسفانه وقت نميشد که شروع کنم به نوشتن. البته فکر کنم در آينده هم چند روز يکبار اينجا به روز بشه. به هر حال به نظرم رسيد که براي اينکه به کاربران سايت نزديکتر باشم، خودم يک وبلاگ راه اندازي کنم. البته من و گروه پرشين بلاگ هميشه با کاربرا در ارتباط هستيم و پيشنهادات و انتقادات اونا رو گوش ميديم و سعي ميکنيم که رفعش کنيم، ولي فکر کنم اينطوري يکم بهتر باشه.
البته هدف اصلي من از راه اندازي اين وبلاگ، نوشتن يادداشتها و نظرات شخصي خودم هست که اينگونه حرفها رو نميشه در یک جای رسمی مثل وبلاگ مديران زد. يه يادداشت عجيب هم قبلا اينجا بود که اتفاقاً 5 نفر از دوستان هم نظراتشون رو در اون نوشته بودن، ولي متاسفانه مجبور شدم پاکش کنم. از اين دوستان عذر مي خواهم.
خوب فکر کنم خودم رو توي يه دردسر جدي انداختم، ولي فکر کنم يکم سر درد بد نباشه.



 

 معرفي خودم

من عطا خليقي سيگارودى هستم.  يکي از موسسين سرويس پرشين بلاگ که در 23 خرداد ماه سال 1381، به عنوان اولين سرويس وبلاگ براى فارسي زبانان، شروع به فعاليت نمود.

هم اکنون مدير عامل شرکت پويندگان دنياي ارتباطات (PooyaSoft) هستم.

علاقه مندى هاى من در زمينه هاى مختلف کامپيوتر و اينترنت، رباتيک و کنترل، تکنولوژى و موسيقي است.

در اين وبلاگ در مورد موضوعات شخصي و مورد علاقه خود مي نويسم.

 

 لينکها و دوستان

اين سايتها و وبلاگها را سعي مي کنم بخونم:

- وبلاگ روز نوشتهاى عطا

- اخبار گويا

- بخش فارسي BBC

- خبرگزارى دانشجويان ايران

- ITIran.com

- اخبار فناوری اطلاعات - ITNA

- وبلاگ ITIran

- انجمنهاى گفتگو در سايت پرشين تاک

- وبلاگ مديران سايت پرشين بلاگ

- وبلاگ دنياى کامپيوتر و ارتباطات

- و سايتهاى ليست شده در اينجا

 

 عضويت در خبرنامه

براى اينکه آخرين يادداشتهاى من را از طريق پست الکترونيکى (email) دريافت نماييد، پست الکترونيکى خود را در قسمت پايين وارد کرده و دکمه عضويت را فشار دهيد.

 


Powered by FeedBlitz

 

 آرشيو

 

 تماس با من

- تماس فيزيکي:

تا اطلاع بعدى، امکان پذير نمي باشد.

- تماس الکترونيکي:

شما مي توانيد از طريق آدرس ata_khalighi@yahoo.com با من تماس بگيريد. مختاريد هر چيزى بگوييد، ولي ممکن است در آينده بر عليه شما، مورد استفاده قرار بگيرد.

 

 وضعيت وبلاگ

به روز شدن اين وبلاگ بستگي به وقت، وضعيت روحي رواني، کارهاي جديد انجام شده توسط من و هزار چيز ديگر دارد. با اين وجود، اين وبلاگ هر چند روز يکبار به روز مي شود.

 

اين وبلاگ با استفاده از سرويس سايت پرشين بلاگ به روز مي شود.

 

 

website monitoring

 

مطالبي که در اين وبلاگ نوشته مي شود، اصلا بدرد نسخه بردارى نميخورد.

تعدا بازديد کننده: