Ata's Daily Writings

روز نوشتهاى عطا

 

 

 

جمعه، 23 اردىبهشت، 1384

منتشر شده در ساعت 21:44

خدا را شکر، متولی پيدا کرديم

باور کنيد روز و شب نداشتم. هی می گفتم خدايا ما را يک متولی ده تا ما را راهنمايي کرده، از اين سردرگمی نجات دهد. تا اينکه اين مطلب را خواندم:
ايسنا: در پي ايراد مطالبي از سوي اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس براي ساماندهي سايت‌هاي اينترنتي و شبكه‌هاي ماهواره‌يي و تولي‌گري سازمان صدا و سيما بر مقوله‌ي اينترنت، مديركل انفورماتيك سازمان صداوسيما، گفت: صداوسيما در زمينه‌ي محتوا و سايت‌هاي اينترنتي مي‌تواند تولي‌گري را بر عهده گيرد.
البته جناب آقای مهندس سيد جهانگير آقازاده در اقدامی انسانی، وزارت ارشاد را نيز داخل آدم حساب کرده، به جمع متوليان راه داده اند. خدا را شکر. ديگر دوستان فعال اينترنتی نگران نباشند. همانگونه که اين جمع، شما را در نشر و توسعه محتوای اينترنتی، کمک و مساعدت فرمودند، از اين به بعد، در امر چگونگی نگارش و موضوعات قابل بحث در اينترنت نيز، ياور شما خواهند بود.
البته بنده معتقدم که ايشان از شما بيشتر می فهمند. چرا؟ چون شما مطلب توليد کرده ايد و ايشان جهت فيلتر نمودن، مجبور به خواندن مطالب شما بوده اند و در نتيجه به اندازه مجموع شما، فهم و اطلاعات يافته اند. اميد است آنچنان که در امر فيلترينگ موفق عمل نموده اند، در امر تولی گری نيز موفق باشند. باشد مورد قبول خودشان قرار گيرد، انشاء الله.



يكشنبه، 11 اردىبهشت، 1384

منتشر شده در ساعت 23:23

سفرنامه افتتاحيه اولين جشنواره وبلاگ های دانشجويي

اولين جشنواره وبلاگ های دانشجويي با عنوان وبلاگ، زبان نسل سوم، ديروز، 10 ارديبهشت در شهر همدان با ميزبانی دانشگاه بوعلی سينا، شروع به کار کرد (به سبک روزنامه ای).
من قصد داشتم در اختتاميه جشنواره شرکت کنم ولی با دعوت ناگهانی جناب آقای مهندس جهانگرد مواجه شدم و همسفر ايشون شدم. افتتاحيه جشنواره در فضايي کاملاً دانشجويي و با نظم خاصی برگزار شد. همه چيز بوی دانشگاه و نوآوری های خاص دانشجويي می داد. يکی از اين نوآوری ها، وجود دو دبير برای جشنواره بود. آقايان نويد لطيفي و يحيي صفي آريان که همراه با بچه های دانشگاه، زحمات زيادی کشيده بودند و در آستانه Fail قرار داشتند.
مراسم افتتاحيه جالب بود. سخنرانان بايد در وسط صحنه در حالتی که دو تا ميکروفن در دو طرف آنها بود به صورت ايستاده و بدون تريبون سخنرانی می کردند. پس از اعلام آغاز جشنواره و سخنرانی مهندس جهانگرد، نوبت به دبيران جشنواره رسيد که هر دو با هم متونی که آماده کرده بودند را بخونند. متن نقشنگی بود. پايان متنشون با اين جمله تمام می شد: مزرعه دزديدنی نيست. ديگر سخنرانان مراسم رياست دانشگاه بو علی سينا جناب آقای دکتر غلامی و جناب آقای مغازه دبير کل فرهنگی وزارت علوم (حامی جشنواره) بود. دو تا کليپ برای افتتاحيه ساخته شده بود. اولی در مورد وبلاگ ها بود. وقتی همه خواب بودند، چراغ اتاق وبلاگ نويسا روشن بود و حرف ها، ايده ها و نظرات خودشون رو با استفاده از وبلاگ، با هم به اشتراک می گذاشتند. کار خوب و خوش ساختی بود. کليپ دوم، در مورد وبلاگ آقای ابطحی يعنی وب نوشت بود. خودش هم فکرشو نمی کرد که همچين کليپی براش بسازن. بعد از پخش کليپ، آقای ابطحی سخنرانی کوتاهی داشت. بعداً گفت که کار بچه های جشنواره روش تأثير گذاشته بود و اصلاً يادش رفت چی ميخواست بگه.
بعد از مراسم افتتاحيه هم يه نيم ساعتی توی شهر بوديم و بعدش رفتيم به يک پارک کوهستانی در منطقه ای به نام عباس آباد. وسط پارک رستورانی بود که معروف به رستوران شيشه ای بود. از توی رستوران و همچنين پارک، تمام شهر ديده می شد و منظره جالبی بود. قبل از شام آقای ابطحی همه رو به يک بستنی مهمون کرد. خوردن بستنی توی اون هوای سرد کوهستانی هم صفايي داشت. جناب مغازه می گفت، هر وقت ما از يک کار دانشجويي حمايت کرديم و دخالتی در اجرای اون نداشتيم، بهترين نتيجه رو گرفتيم. اينم نکته جالبی بود.
شام رو همراه دوستان فعال اينترنتی بوديم. آقايان اروج زاده، نيما اکبرپور، آرش کريم بيگی، محمود فرجامی، شکر اللهی و دوستان ديگری که با عرض شرمندگی اسماشون يادم رفته. هنوز فَکَم درد می کنه، از بس سر به سر هم گذاشتيم و خنديديم.
بولتن جشنواره هم دست نيما اکبرپور و همکارانش بود که قرار بود به سبک چهل چراغی بيرون بياد.
راستی شب قبل هم، به دفتر جشنواره، گروهی مشکوک و معلوم الحالی، دستبرد زده بودند و cdها و متون مربوط به جشنواره رو دزديده بودند. اينجاست که داشتن نسخه پشتيبان مشت محکمی خواهد بود بر دهان معلوم الحالان.
خلاصه روز و شب پر بار و شادی بود. جای همه خالی. به همه بچه های جشنواره هم خسته نباشيد ميگم و اميدوارم جشنواره موفقی باشه و نتايج مفيدی داشته باشه.


آخرين تکنولوژی Wireless ارائه شده در جشنواره وبلاگ های دانشجويی همدان
(نيما اکبرپور و من)



پس نوشت: مصاحبه من با ایرنا در مورد جشنواره
● برگزاري جشنواره دانشجويان وبلاگ نويس ايران سبب ارتقا كيفي وبلاگ‌ها مي‌شود.



جمعه، 9 اردىبهشت، 1384

منتشر شده در ساعت 23:8

برای دکتر موسويان عزيز

نوشتن هميشه برام سخت بود. يادم مياد انشاء جزء سخت ترين دروسم در دوران تحصيل بود. يکی از دلايل اون هم نداشتن يک معلم خوب توی اين زمينه بود. هيچ وقت به ما ياد ندادند که چطور بايد بنويسيم. زنگ انشاء هم هيچ فرقی با زنگ نقاشی و يا هنر نداشت. از اونجاييکه منم دنبال اين دروس نبودم و همش سرم گرم چيزای ديگه بود، اين ضعف توی من موند تا دانشگاه.
جناب آقای دکتر موسويان عزيز، يکی از بهترين اساتيد من در دانشگاه بود. يک روز يه مسئله به ما داد که بايد با نرم افزار Working Model حل می کرديم و يک گزارش از تحليل مسئله در شرايط مختلف ارائه می داديم. از اونجاييکه من کلاً نرم افزارها رو زود ياد مي گرفتم، جز اولين کساني بودم که مسئله رو حل کردم و همراه تحليل فرستادم خدمت ايشون. همون روز دکتر منو صدا کرد و گفت: مرد حسابی! اين گزارش تو شبيه نامه ملا نصرالدينِ که مجبور بود همراه نامه بره تا برای گيرنده نامه منظورشو توضيح بده. کلی با هم خنديديم. همين مسئله باعث شد تا من يک تجديد نظر کلی بکنم و سعی کنم اين ضعف رو از بين ببرم. تا اونجا پيش رفتم که چند سال بعد در شرکتی که خود آقای دکتر موسويان مديرعامل اون بود، من تمام گزارشات رو ويرايش نهايي می کردم.
بعضی آدمها، تأثيرات پايداری توی زندگی ديگران می زارن که دکتر موسويان يکی از اونها بود. چيزای زيادی از ايشون ياد گرفتم. يکی از اونها اين بود که کاری کرد، ديگه نوشتن برام سخت و عذاب آور نباشه. اميدوارم هميشه شاد، موفق و سلامت باشه.

پینوشت: دکتر پس از یادداشت من، ایمیلی برام ارسال کرد که با اجازه خودش میزارم اینجا.

My very dear Aghaye Ata Khalighi Azizam!
Thanks a lot for your enormous kindness. I shouldn't say more, because I feel I am dead and you are talking about nice memories! Just let me wish you and all our new fellow Iranian generation great successes. Iran deserves to be proud of having you all, and I hope we get old enough to see the day that all of us are satisfied for what we have done for our beloved country and great nation. By the way, you write very well in simple fluent Persian style, if you can take your time why don't you try writing novels!
Ghorbaanat, Moosavian

Sincerely yours
S. Ali A. Moosavian
Assistant Professor
Department of Mechanical Eng
K. N. Toosi Univ of Technology



دوشنبه، 5 اردىبهشت، 1384

منتشر شده در ساعت 0:28

من و وبلاگ مديران سرويس پرشين بلاگ

آقا مازيار عزيز، يکی از فعالترين مديران انجمن های پرشين تاک است. در نظرات يادداشت قبلی، سوالی رو مطرح کرد که لازم دونستم بهش جواب بدم.

سوال:
سلام: تو يه چيزی موندم. چرا لحن سخن شما مخصوصا در وبلاگ مديران سايت از روز اول تا آخر اين همه تفاوت کرده؟ به علت دو سه سال بزرگتر شدن بوده؟ يا با کلاس شدن؟ يا ريز ديدن ديگران؟ يا بالا ديدن خودتون؟ يا ... دو تا يادداشت از اون مطالب قديمی برای اينکه چيزی يادتون بياد ...

جواب:
راستشو بخواي، اکثر يادداشت های وبلاگ مديران رو من می نوشتم و با توجه به نوع اخلاقی که دارم (سعی می کنم که هميشه با دوستان و همکاران بگيم و بخنديم)، يادداشت های من هم يکمی خودمونی تر و گاهی اوقات همراه با شوخی و طنز بود. بعد از مدتی همکاران بنده در پرشين بلاگ به يادداشت های من اعتراض کردند که دلايل عمده آن به شرح زير بود:
- ممکنه اين لحن در روابط تجاری ما تأثير بزاره (اکثراً توی تجارت سعی می کنن خودشونو خيلی با کلاس جلوه بدن. در صورتيکه به نظر من، بهترين شيوه درتجارت، صداقته. نه بزرگنمايي های بي حد و در يک کلام، طبل تو خالی بودن)
- ممکنه برخی افراد سوء استفاده کنن و اين لحن نوشتن رو دستمايه زیر سوال بردن پرشین بلاگ قرار بدن.
- حس رقابت و حسادت همکاران!
از اونجايي که برام خيلی سخت بود، کلی فيلتر روی يادداشت هام بزارم، تصميم گرفتم که وبلاگ خودم رو داشته باشم. فکر کنم، بعد از اون ماجرا، وبلاگ مديران تبديل شد به يک event viewer . به هر حال من به تصميم جمع، احترام می زارم. البته بعد از تغييراتی که در سازمان اداره کننده پرشين بلاگ ايجاد شد، اين موضوع مطرح نشده. شايد همکاران جديد، نظرات ديگه ای داشته باشن.
يه نکته هم باقی موند. من شخصاً تا اونجایی که تونستم سعی کردم که خودمو برتر از ديگران حس نکنم. به همين دليل هم خيلی چيزا از کسانی که باهاشون در ارتباط بودم ياد گرفتم. فکر هم نمی کنم، دليل بزرگی وجود داشته باشه که به خاطر اون، نگاه از بالا به پايين داشته باشم.
ما همين پايين، پايينا، با بروبچ هستيم و حالشو می بريم :) . مخلص آقا مازيار هم هستيم.



 

 معرفي خودم

من عطا خليقي سيگارودى هستم.  يکي از موسسين سرويس پرشين بلاگ که در 23 خرداد ماه سال 1381، به عنوان اولين سرويس وبلاگ براى فارسي زبانان، شروع به فعاليت نمود.

هم اکنون مدير عامل شرکت پويندگان دنياي ارتباطات (PooyaSoft) هستم.

علاقه مندى هاى من در زمينه هاى مختلف کامپيوتر و اينترنت، رباتيک و کنترل، تکنولوژى و موسيقي است.

در اين وبلاگ در مورد موضوعات شخصي و مورد علاقه خود مي نويسم.

 

 لينکها و دوستان

اين سايتها و وبلاگها را سعي مي کنم بخونم:

- وبلاگ روز نوشتهاى عطا

- اخبار گويا

- بخش فارسي BBC

- خبرگزارى دانشجويان ايران

- ITIran.com

- اخبار فناوری اطلاعات - ITNA

- وبلاگ ITIran

- انجمنهاى گفتگو در سايت پرشين تاک

- وبلاگ مديران سايت پرشين بلاگ

- وبلاگ دنياى کامپيوتر و ارتباطات

- و سايتهاى ليست شده در اينجا

 

 عضويت در خبرنامه

براى اينکه آخرين يادداشتهاى من را از طريق پست الکترونيکى (email) دريافت نماييد، پست الکترونيکى خود را در قسمت پايين وارد کرده و دکمه عضويت را فشار دهيد.

 


Powered by FeedBlitz

 

 آرشيو

 

 تماس با من

- تماس فيزيکي:

تا اطلاع بعدى، امکان پذير نمي باشد.

- تماس الکترونيکي:

شما مي توانيد از طريق آدرس ata_khalighi@yahoo.com با من تماس بگيريد. مختاريد هر چيزى بگوييد، ولي ممکن است در آينده بر عليه شما، مورد استفاده قرار بگيرد.

 

 وضعيت وبلاگ

به روز شدن اين وبلاگ بستگي به وقت، وضعيت روحي رواني، کارهاي جديد انجام شده توسط من و هزار چيز ديگر دارد. با اين وجود، اين وبلاگ هر چند روز يکبار به روز مي شود.

 

اين وبلاگ با استفاده از سرويس سايت پرشين بلاگ به روز مي شود.

 

 

website monitoring

 

مطالبي که در اين وبلاگ نوشته مي شود، اصلا بدرد نسخه بردارى نميخورد.

تعدا بازديد کننده: