|
ديروز، سوم عموی بزرگم بود. بزرگ خاندان خليقی سيگارودی. يکی از اخلاق های منحصر به فردی که داشت و هميشه موجب تعجب افراد تازه وارد به خانواده می شد، متنفر بودنش از چای بود. فکر کنم همه (بخصوص خانم ها) برای يکبار هم شده کلمه «ای بی ترتبيت» (به شوخی البته) رو وقتی که بهش چای تعارف می کردند رو شنيدن. از اون به بعد برای احترامش، توی مهمونی هايي که او حضور داشت، سعی می کردن، چای سرو نکنند. کوه نورد و ورزش کار بود. ولی پس از مرگ پسر (تنها فرزندش) و نوش در يک حادثه رانندگی، ديگه دل و دماغی برای او و همسرش باقی نمونده بود. آدم پاکی بود و توی زندگی خيلی زحمت کشيد. خدا رحمتش کنه. |



