Ata's Daily Writings

روز نوشتهاى عطا

 

 

 

پنجشنبه، 14 دى، 1385

منتشر شده در ساعت 12:49

ساماندهي پايگاه هاي اطلاع رساني اينترنتي

بحث جديد ساماندهي پايگاه هاي اطلاع رساني اينترنتي نشان داد که بر خلاف تصور عمومي جامعه، مديران دولتي اگر بخواهند مي توانند در مدت زمان کمتر از دو ماه طرحي را آماده، تصويب و اجرا نمايند. حالا اگر اين اجرا با حرف و حديث هايي نيز همراه باشد، فرصت تصحيح وجود دارد و چيزي که اهميت دارد، نفس و هدف طرح است. بنابراين به دوستاني که اين روزها بيشتر به صورت مسئله نگاه کرده اند (که البته بسيار هم دقيق و قابل تامل بوده است) توصيه مي کنم که به نفس طرح و نتايج ممکنه بيشتر توجه نمايند.
طرح اجرا شده و نوع اجراي آن نشان داد که مجريان طرح آشنايي تخصصي با موضوع طرح نداشته و ديدگاه آنها به قضيه بيشتر ديدگاهي است که در دنياي حقيقي در جريان است تا در دنياي مجازي. به نظر من همين نکته بزرگترين خطري است که هم طرح و هم دنياي مجازي را تهديد مي کند. بهتر است سعي کنيم تا انتقادهاي خودمان را در جهت روشن نمودن تفاوت هاي دنياي حقيقي ومجازي متمرکز کنيم تا شايد مجريان طرح نيز بيشتر با دنياي مجازي آشنا شوند و در نحوه اجراي آن تجديد نظر نمايند.
اما بياييم ببينيم که پس از مهلت دو ماهه ثبت نام، چه اتفاقاتي ممکن است رخ دهد. من بعضي از آنها را در زير فهرست کرده ام.
 
1- تمام پايگاه هاي اطلاع رساني فارسي زبان مسدود مي شوند و تنها پايگاه هايي مي توانند به فعاليت خود ادامه دهند که ثبت نام نموده اند. فرصت يک ماهه ديگري نيز براي آنهايي که نتوانسته اند ثبت نام کنند، در نظر گرفته مي شود.
 
2- طرح به روز مي شود. در طرح جديد تنها پايگاه هاي اطلاع رساني اينترنتي مي توانند فعاليت کنند که از ميزبان هاي داخلي (IDCهاي داخلي) استفاده مي نمايند. از ميزبان هاي داخلي نيز خواسته مي شود يک نسخه از اطلاعات دارندگان پايگاه ها را در اختيار وزارت ارشاد قرار دهند.
 
3- با صاحبان چند پايگاه اطلاع رساني برخورد مي شود تا بقيه حساب کار دستشان بيايد. در اين شرايط طرح ديگر به يک مسئله فرعي تبديل مي شود. يک نوع خود سانسوري در دنياي مجازي همانطوري که هم اکنون در روزنامه ها در جريان است، ايجاد مي شود.
 
4- يک پرتال ملي، مذهبي، ديني، عقيدتي و حق مسلمي تشکيل مي شود و تمام افرادي که مايل به فعاليت در اينترنت مي باشند، دعوت اکيد مي شود که از سرويس هاي اين پرتال استفاده نمايند.
 
5- فرصت دو ماهه به اتمام مي رسد و طرح براي مدتي (شايد هم مدتي طولاني) معلق مي ماند. ولي در رسانه ها از موفقيت طرح و جمع آوري فهرستي بلند بالا از دارندگان پايگاه اطلاع رساني اينترنتي صحبت به عمل مي آيد. فيلترينگ همه جانبه اعمال نمي شود و چيزي تغيير نمي کند.
 
نظر شما چيست؟ کدام گزينه اتفاق مي افتد؟ آيا گزينه اي ديگري نيز به نظرتان مي رسد؟
 



پنجشنبه، 7 دى، 1385

منتشر شده در ساعت 23:34

روز برفي، از سفر مانده و سرويس هاي وبلاگ

امروز قرار بود که من در اقدامي بدون اطلاع قبلي به خانه پدري خود در رشت بروم که هم ديداري از خانواده داشته باشم و هم عيد قربان را خانه باشم. عيد قربان در خانواده ما به دليل اينکه پدرم پس از حاجي شدن هر سال گوسفندي راقرباني مي کند، تنها عيد مذهبي است که از زمان کودکي تاکنون براي من همراه با خاطره بوده است. برف امروز در نواحي شمالي کشور تمام پروازها را لغو کرد و من هم دست از پا درازتر به خانه برگشتم تا 4 روز را شايد در خانه بمانم. در فرودگاه يکي از دوستان اينترنتي-نرم افزاري را ديدم که راهي اروميه بود. پرواز او هم لغو شد. ولي صحبت هاي جالبي در مورد مسائل پيش آمده در مورد يکي از سرويس هاي وبلاگ با هم کرديم که حاکي از فعاليتهاي پشت پرده مديران سرويس هاي فعال وبلاگ فعلي بود که در برخي موارد به جنگي تمام عيار تبديل شده است. بر اساس صحبتهاي امروز، به احتمال زياد به زودي (شايد) شاهد تغييراتي در دنياي وبلاگ ها خواهيم بود. براي من که حذم اين شدت از درگيري ها و برخي رفتارها کمي سخت بود. شانس آورديم که پول زيادي در دنيا وبلاگ ها نيست. وگرنه شايد اين منازعات تبديل به جنگ هاي مافيايي مي شد.

 



چهارشنبه، 6 دى، 1385

منتشر شده در ساعت 12:57

بازی يلدا

آقاي علي رضا شيرازي از من دعوت کرد تا در بازي که به بازي شب يلدا معروف شده شرکت کنم. به نظر من از اونجايي که تقريباً همه دوست دارن که از برخي از مسائل شخصي ديگران خبر بگيرن (همون فضولي رو مي گم) اين بازي بدم نيست. جذابه. خوب. من زندگي ساده اي دارم و زندگي شخصيم زياد با زندگي اجتماعيم فرق نمي کنه. ولي اينم پنج مورد شخصي:

 

1. به شدت از سوسک مي ترسم. وقتي اين حشره رو مي بينم ضربان قلبم به اندازه ضربان قلب يک تيرانداز در وقت رها کردن تير مي رسه. چند سال پيش هم در حال خوردن تخمه آفتابگردان بودم که به نظرم اومد يکيش بيش از حد نرمه. وقتي نگاه کردم ديدم که يه سوسک کوچيکه. اين اتفاق هيچ وقت از يادم نميره. همين الانم که دارم براي شما تعريف مي کنم، آمبولانس لازم شدم :) (در راستاي همون مثلي که ميگه هرچي سنگه، پيش پاي لنگه).

2. در زماني که بچه بودم، پسر عمو بزرگم و دخترش در يک حادثه رانندگي فوت کردن. ديدن منظره بهشت زهراي اون سالها و مرده هايي که روي زمين بودن و بخصوص دختر کوچک پسر عموم، تاثير رواني منفي توي اون سال روي من گذاشت. بعد از اون مراسم هم مريض شدم و يرقان گرفتم. اين مريضي هم به اون ماجرا ربط داشت. بعد از اينکه يرقان گرفتم، شروع کردم به چاق شدن و از يک آدم به شدت لاغر تبديل شدم به يه آدم چاق و تا قسمتي خيلي چاق.

3. با اولين کامپيوتري که سر و کار داشتم، کومودر 64 بود. ولي با اولين کامپيوتري که برنامه نويسي کردم يه کامپيوتر 286 بود که براي مدرسه فرستاده بودن (سال 1370). هر دفعه که مي خواستيم با کامپيوتر مدرسه کار کنيم، بايد يه ديسکت ميذاشتيم توش تا بوت (Boot) بشه. بعد GWBasic رو اجرا مي کرديم. ديگه نرم افزار در حال اجرا و در حافظه بود. ديسکت رو در مياورديم و مي داديم به بچه هاي ديگه که اونا هم GWBasic رو روي کامپيوتر خودشون اجرا کنن. يک سال بعد سازمان استعدادهاي درخشان به همه مراکز خودش ابلاغ کرد که همه بچه ها بايد Pascal ياد بگيرن و کتابشو فرستاد. من ديگه با Pascal کار مي کردم. حتي پروژه دانشگاه رو هم که يه زبان برنامه نويسي براي کنترل يک روبات مکانيکي بود رو هم با Pascal نوشتم. اون نرم افزار اولين نرم افزاري بود که خروجيش رو در حرکت يک بازوي رباتيک مکانيکي مي  ديدم. حس بسيار خوبي بود که هميشه به ياد دارم.

4. بازي Indiana Jones و سرنوشت جزيره آتلانتيس که 5 تا ديسکت بود رو قبل و بعد از کنکور تموم کردم. اين بازي در نگاه من به مسايلي که دور و برم ميگذره و توجهم به جزييات تاثير بسزايي گذاشت. آخرين بازي که تمومش کردم Call of Duty II بود که بسيار عالي ساخته شده بود و منتظرم که همين روزا نسخه سومش هم برسه. تقريباً تمام بازي هاي معروف مدل Shooter رو در حالت سخت (Hard) تموم کردم. از بازيهاي استراتژي هم از Age of Empire و WarCraft خوشم مي ياد. يه مدته که ديگه WarCraft بازي نمي کنم. چون بچه هاي شبکه چناني حالم رو گرفتن که در حال حاضر دچار افسردگي مضمن شدم. اگه وقت کنم بايد بازي بزرگان اين رشته رو دونلود کنم و ببينم چيکار مي کنن.

5. اسيد اوريکم رفته بالا. همين چند روز پيش هم شست پام به همين دليل به شدت درد مي کرد. گوشت قرمز مثل اينکه ديگه بايد تا اطلاع ثانوي تعطيل بشه.

 

اول فکر مي کردم که ممکنه 5 تا يادداشت سخت باشه، ولي حالا مي بينم که خيلي چيزاي ديگه هم هست. ولي بمونه براي بعد. اين دعوت کردن از وبلاگ نويسهاي ديگه هم يه جورايي منو ياد اين بازاريابي شبکه اي ميندازه که ازش متنفرم. خيلي ها هم قبلاً توي بازي شرکت کردن. پس ولش

 



 

 معرفي خودم

من عطا خليقي سيگارودى هستم.  يکي از موسسين سرويس پرشين بلاگ که در 23 خرداد ماه سال 1381، به عنوان اولين سرويس وبلاگ براى فارسي زبانان، شروع به فعاليت نمود.

هم اکنون مدير عامل شرکت پويندگان دنياي ارتباطات (PooyaSoft) هستم.

علاقه مندى هاى من در زمينه هاى مختلف کامپيوتر و اينترنت، رباتيک و کنترل، تکنولوژى و موسيقي است.

در اين وبلاگ در مورد موضوعات شخصي و مورد علاقه خود مي نويسم.

 

 لينکها و دوستان

اين سايتها و وبلاگها را سعي مي کنم بخونم:

- وبلاگ روز نوشتهاى عطا

- اخبار گويا

- بخش فارسي BBC

- خبرگزارى دانشجويان ايران

- ITIran.com

- اخبار فناوری اطلاعات - ITNA

- وبلاگ ITIran

- انجمنهاى گفتگو در سايت پرشين تاک

- وبلاگ مديران سايت پرشين بلاگ

- وبلاگ دنياى کامپيوتر و ارتباطات

- و سايتهاى ليست شده در اينجا

 

 عضويت در خبرنامه

براى اينکه آخرين يادداشتهاى من را از طريق پست الکترونيکى (email) دريافت نماييد، پست الکترونيکى خود را در قسمت پايين وارد کرده و دکمه عضويت را فشار دهيد.

 


Powered by FeedBlitz

 

 آرشيو

 

 تماس با من

- تماس فيزيکي:

تا اطلاع بعدى، امکان پذير نمي باشد.

- تماس الکترونيکي:

شما مي توانيد از طريق آدرس ata_khalighi@yahoo.com با من تماس بگيريد. مختاريد هر چيزى بگوييد، ولي ممکن است در آينده بر عليه شما، مورد استفاده قرار بگيرد.

 

 وضعيت وبلاگ

به روز شدن اين وبلاگ بستگي به وقت، وضعيت روحي رواني، کارهاي جديد انجام شده توسط من و هزار چيز ديگر دارد. با اين وجود، اين وبلاگ هر چند روز يکبار به روز مي شود.

 

اين وبلاگ با استفاده از سرويس سايت پرشين بلاگ به روز مي شود.

 

 

website monitoring

 

مطالبي که در اين وبلاگ نوشته مي شود، اصلا بدرد نسخه بردارى نميخورد.

تعدا بازديد کننده: