|
شايد تيتر خوبي نباشه. چون منظورم مواجهه اين دو تا نيست. بلکه تفاوتشونه. مخصوصاً تو جايي مثل ايران. دنياي حقيقي امروز ايران رو ديگه همه ميشناسن. چون مستقيم باهاش در رابطه هستن و در اون زندگي مي کنن. دنيايي که تقريباً همه توي اون براي بقا دارن از جون مايه ميزارن. دنيايي که ديگه کمتر کسي به فکر تفريح، تعطيلات آخر هفته، اعتراض، راست گويي و يک رو بودنه. همه براي زنده موندن تلاش ميکنن، نه براي زندگي. اما جديداً دنياي جديدي هم وارد زندگي بعضيا شده و اون زندگي مجازي در اينترنته که براي خيلي ها متفاوت از زندگي حقيقيشونه. توي اين دنيا همه چيز ميتونه تغيير کنه. از جنسيت گرفته تا اخلاق. اگه مجبور نباشي با کسي در دنياي حقيقي رابطه داشته باشي، هيچ وقت کسي نميفهمه که پشت اين چهره زيبا و يا خشن، وجود واقعي چيه. نميدونم چطور ميشه دنياي مجازي موجود در ايران رو تعريف و يا شرح داد. ولي از يک چيز کاملاً مطمئن هستم و اون اينه که اين دنيا نيز مانند تمام چيزهاي تازه وارد توي اين کشور، بدون زير ساختهاي فرهنگي و البته فني وارد شده. به همين دليل هم تا چند وقت پيش قسمت اعظم کاربرد اينترنت در ايران به چت اختصاص داشت. ولي من توی این یکسال اخیر فهمیدم که مردم ما اتفاقاً خوب ميتونن از امکاناتي که در اختيارشون قرار مي گيره استفاده کنن و خيلي زود هم به آداب و قوانين اون آشنا ميشن و خيلي بيشتر از دنياي حقيقي سعي ميکنن به قوانينش احترام بزارن. و يه چيز جالب اينه که خيليها ميخوان ضعفهاي موجود در دنياي حقيقي رو توي اين دنيا جبران کنن و بصورت خودموني خيلي با کلاس عمل کنن. من جامعه شناس نيستم، ولي به نظر من (که البته ميتونه اشتباه باشه)، مردم ما اون چيزي نيستن که در دنياي حقيقي نشون ميدن. بلکه همون تلاش، فقط براي بقاست که باعث شده يه جور ديگه باشن و يا حداقل برآيند موجود به شکلي ديگه اي باشه. براي همين هم، من دنياي اينترنت رو خيلي زيباتر از دنياي حقيقي خودمون ديدم و دوست دارم بيشتر توي اين دنيا باشم تا در دنياي حقيقي خودمون. و البته تا اونجایی که بتونم سعی میکنم نذارم، آلودگیهاي دنياي حقيقي وارد این دنیا بشه. |



