|
چند روز گذشته، روزهايي خوبي نبود. ماجراي هک شدن يکي از سرويسهاي جديد وبلاگ، کل کارکرد هفته گذشته من (و البته تيم پرشين بلاگ) رو تحت الشعاع قرار داده بود. هر کدام از دوستان هر روز کلي وقت صرف بحث و مجادله با افراد مختلف مي کردند. از روزنامه نگار گرفته تا سرويس دهنده اينترنت. توي همين يادداشت قبلي گفتم که خوشحالم که يه جايي براي ما باقي مونده که بتونيم توش يه نفسي بکشيم، هنوز يک هفته نشده، اونجا هم خالي از اکسيژن شد (دستگيري يکي از روزنامه نگاران نيز که عنوان مي شود براي وبلاگش است ;البته من بعيد مي دونم; مزيد علت شد). شبي که اين اتفاق افتاد، يک گپ دوستانه بين من و بهرنگ از پرشين بلاگ، دو تا از بچه های بلاگ اسکاي، آقايان اروج زارده و شريف در يک کنفرانس ياهو انجام شد. گپ خوبي بود و من فکر مي کنم که نتيجه بخش بود. ولي پس از آن شب افراد ديگري که هميشه منتظر هستند تا از آب گلالود ماهي بگيرند شروع کردند به نطق پس از دستور. مي نمي دونم که هدفشون چيه. ولي يه نکته رو مي دونم که بعضيا از اينکه سايت پرشين بلاگ، سرويسي مطمئن و موفقی بوده، خيلي ناراحت هستند و با هر وسيله اي ميخوان که بهش ضربه وارد کنن. شايد کسي باورش نشه، ولي در روز در حدود 12000 ساعت از کاربران اينترنت در ايران، وقت خود را صرف ديدن وبلاگها و يا به روز نمودن وبلاگ خود در سايت پرشين بلاگ مي نمايند. سرويس دهندگان اينترنت روزانه 3600000 تومان فقط از سر پرشين بلاگ فروش دارند. ما هيچ وقت از خودمون و کارمون، هيچ جا تعريف نکرديم و خودمون رو توي بوق نکرديم. ولي مثل اينکه لازمه يه کارهايي بکنيم. |



