|
بعد از مدت ها ديروز گذرم افتاد به ميدان انقلاب. از انقلاب که رد می شدم، يه سه، چهار نفری تو گوشم گفتن: پاسور، CD ... پاسور، CD ... . ميخواستم برم لاله زار. جايی که چند سالی پاتوق من و دوستانم در شرکت تحقيقاتی صنايع نوين دانا بود. ميومديم و وسايل الکترونيکی می خريديم برای دستگاه هايی که می ساختيم (کانکتور٬ کابل٬ ولوم و ...). خلاصه کلی با سوراخ سمبه های لاله زار آشنا شده بوديم. چند سالی گذشته بود و لاله زار برام غريبه شده بود. توی چند دقيقه ای که منتظر دوستم بودم، آلودگی صوتی وحشتناکی دور و اطرافم بود که کلافم کرده بود. جالبه که توی اون سالها برام عادی بود. اين خودش نشون ميده که خيلی تغيير کردم. کارمون تموم شده بود که يکی دقيقاْ جلوی مسجد لاله زار اومد و توی گوشم گفت آقا ويسکی ميخوای!!!!! گفتم آخه مرد حسابی اولاْ من واقعاْ تیپ و قيافم ميخوره ويسکی خور باشم٬ دوماْ می رفتی يه ۵۰ متر جلوتر٬ حالا چرا دقيقاْ جلوی مسجد :) . خلاصه سفر درون شهری ديروز با پاسور و CD شروع شد و به ويسکی ختم شد. يکم ديگه می مونديم به جاهای باريکم می کشيد :) - استقلال قهرمان ليگ برتر فوتبال و ريا!
|



