|
امروز قرار بود که من در اقدامي بدون اطلاع قبلي به خانه پدري خود در رشت بروم که هم ديداري از خانواده داشته باشم و هم عيد قربان را خانه باشم. عيد قربان در خانواده ما به دليل اينکه پدرم پس از حاجي شدن هر سال گوسفندي راقرباني مي کند، تنها عيد مذهبي است که از زمان کودکي تاکنون براي من همراه با خاطره بوده است. برف امروز در نواحي شمالي کشور تمام پروازها را لغو کرد و من هم دست از پا درازتر به خانه برگشتم تا 4 روز را شايد در خانه بمانم. در فرودگاه يکي از دوستان اينترنتي-نرم افزاري را ديدم که راهي اروميه بود. پرواز او هم لغو شد. ولي صحبت هاي جالبي در مورد مسائل پيش آمده در مورد يکي از سرويس هاي وبلاگ با هم کرديم که حاکي از فعاليتهاي پشت پرده مديران سرويس هاي فعال وبلاگ فعلي بود که در برخي موارد به جنگي تمام عيار تبديل شده است. بر اساس صحبتهاي امروز، به احتمال زياد به زودي (شايد) شاهد تغييراتي در دنياي وبلاگ ها خواهيم بود. براي من که حذم اين شدت از درگيري ها و برخي رفتارها کمي سخت بود. شانس آورديم که پول زيادي در دنيا وبلاگ ها نيست. وگرنه شايد اين منازعات تبديل به جنگ هاي مافيايي مي شد.
|



